تبليغاتX
محسن و دوستان
دادگاه ويژه روحانيت بمنظور صيانت از حيثيت روحانيت و مقابله با انحرافات اين قشر تشكيل شده است و نهادي مقدس است. مخصوصا كه در اوايل انقلاب ، دشمنان نظام اسلامي براي مقابله با اين نظام چاره را بر نفوذ دادن افراد غير متعهد در بدنه قشر عظيم و موثر روحانيت انديشيده و يا با استخدام برخي روحانيون دنيا زده صف كشي جديدي را عليه انقلاب آغاز كردند.

با توجه به اين ماموريت بسيار حساس و موثر ، از سوي نظام اسلامي قدرت بسياري به اين مجموعه داده شد. بطوريكه امثال سيد كاظم شريعتمداري (از مراجع تحت تاثير سيا)  ، حسنعلي منتظري ، مهدي هاشمي و... كه داراي قدرت سياسي عجيبي در كشور بودند و از قدرت خود براي ضربه زدن به انقلاب استفاده مي كردند توسط اين مجموعه مورد بازخواست قرار گرفته وجاي خود نشانده شدند.

بعد از وفات امام خميني (ره) شرارت دشمن براي تحريك روحانيون منحرف جهت مقابله با رهبري و ولايت فقيه افزايش يافت و در اين برهه حساس نيز دادگاه ويژه روحانيت وارد كار شده و در خاموش كردن فتنه هايي همچون عبدا... نوري ، موسوي خوئيني ها ، يوسفي اشكوري ها و... نقش بسزايي ايفا نمودند.

   دهه دوم دوران رهبري مقام معظم رهبري ، منش وي در مقابله با نا عدالتي ها موجب صف كشي برخي سوءاستفاده كنندگان از بيت المال در مقابل رهبري شد . برخي از عناصر اين مجموعه كه جزو صف كشي هاشمي رفسنجاني قرار گرفتند موجب گرديد تا جناح هاشمي حيثيت خود در كشور را در خطر ديده و هيبت خود را در خط جدي شكست پيش بيني نمايند.

از سويي كه دولت عدالت محور احمدي نژاد در دومين انتخابات خود پرده از چهره مرموز نظام برداشت و هاشمي رفسنجاني را بعنوان فردي مخالف با عدالت خواهي معرفي نمود و رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه بعد از انتخابات علنا اذعان داشتند و آن فاصله گرفتن تفكر هاشمي از تفكر و مواضع ولايت بود، در اين راستا تعدادي از طلبه هاي بسيجي و ولايتمدار بپا خواسته و عليه مفاسد اقتصادي خصوصا مخالفت علني با هاشمي رفسنجاني قيام نمودند.

در اين راستا دادگاه ويژه روحانيت براي حفظ منافع جناح هاشمي و برخي مفسدان اقتصادي از جمله برخي مديران استان كرمان  و آذربايجان شرقي اقدام به برخورد و محكوم نمودن روحانيون بسيجي همچون : علي ابوترابي و مسعود شفيعي كيا در قم ، عليرضا جهانشاهي در سيرجان و روح الله بجاني در تبريز نمود. بطوريكه موجب بدبيني قشر ولايتمدار به دادگاه ويژه روحانيت و سيستم امنيتي گرديد.



علي ابوترابي و مسعود شفيعي كيا يا به عبارتي برهم زنندگان جريان ۱۵ خرداد قم كه فقط قصد سئوال از هاشمي رفسنجاني را داشتند مورد ضرب و شتم قرار گرفته و سپس در دادگاه ويژه محكوم شدند. بطوريكه علي ابوترابي به عنوان متهم رديف اول به يك سال حكم قطعي زندان،50 ضربه شلاق تعليقي،دو سال اخراج از قم، منع تردد در قم مگر با مجوز دادسرا و دو سال محروميت از تصدي‌ مشاغل نهادهاي دولتي،دانشگاهي و حوزوي محكوم شد.مسعود شفيعي كيا  روحاني و از جانبازان دوران دفاع مقدس مي‌باشد،به عنوان متهم رديف دوم به يك سال حبس قطعي،50 ضربه شلاق تعليقي،دو سال اخراج از قم، منع تردد در قم مگر با مجوز دادسرا و دو سال محروميت از تصدي مشاغل در همه نهادهاي دولتي، دانشگاهي و حوزوي محكوم شده است. محمد صادق ابوترابي 19 ساله و طلبه به عنوان متهم رديف سوم به هشت ماه زندان قطعي و 40 ضربه شلاق تعليقي محكوم شده است.

محمد باقر محمدزاده كارمند موسسه امام خميني به 4 ماه زندان قطعي و 30ضربه شلاق تعليقي محكوم و ابوالفضل قاسم شريفي طلبه يزدي به اتهام نشر اكاذيب و تشويش اذهان به 5 ماه زندان قطعي و 40 ضربه شلاق تعليقي محكوم كردند.

عليرضا جهانشاهي كه عليه زميبن خواري هاي سيرجان قيام كرده و براي اعتراض به سمت تهران پياده روي مي نمود ، توسط عوامل امنيتي بازداشت  گرديد. وي جمعا دوبار بازداشت گرديد كه در نوبت دوم پس از گذشت بيش از 8 ماه زندان ، از زندان اوين با دستور مستقيم رهبر عظيم الشان انقلاب و با پيام " شكر الله مساعيك"آزاد گرديد . آزادي جهانشاهي آنهم توسط رهبر معظم انقلاب تاييدي بر اقدامات عدالتخواهانه روحانيون عدالتخواه و رد اقدامات دادگاه ويژه روحانيت در بخورد و سركوب عدالتخواهان و ابزار گشتن آن مجموعه براي منافع برخي آقايان شد.

قضيه جهانشاهي موجب تحرك گروههاي عدالتخواهي دانشجويي و حوزوي شد بطوريكه طلبه سيرجاني تبديل به موج پرخروش عدالتخواهان ولايتمدار گرديد. پس از وي آوازه طلبه تبريزي روح الله بجاني كم كم پيچيده مي شد. طلبه اي كه عليه مفاسد مديران آذربايجانشرقي و مصادره انقلاب به نفع برخي آقايان بپا خواسته بود. وي بيش از 12 بار مورد بازجويي قرار گرفت و به يك سال حبس ، تبعيد و ... محكوم شد.

اما به جريان افتادن موج عظيم اعتراض ازسوي عدالتخواهان  و بسيجيان و دلايل نا معلومي موجب مسكوت ماندن حكم دادگاه ويژه روحانيت گرديد. اخيرا نيز دو تن از طلبه هاي اروميه اي عليه امام جمعه موقت اروميه و رييس سازمان تبليغات آذربايجان غربي بپا خواستند و خواستار رسيدگي به مفاسد استانشان شدند . در اين برهه نيز دادگاه ويژه روحانيت اقدام به بازداشت اين 2 طلبه : مهدي اشرفي و نوروزي نمود كه با شروع اعتراضات مواجه گرديد كه بناچار آزاد شدند.

حال ما اين سئوال را از دادگاه ويژه روحانيت داريم: فأين تذهبون؟؟؟به كجا مي رويد؟؟؟

چرا بجاي برخورد با روحانيون منحرف با روحانيون عدالتخواه برخورد مي كنيد؟ هزينه اين اشتباهتان را چرا و چه كسي خواهد پرداخت؟ آيا جا ندارد مسئولين مافوق اين مجموعه به فكر اصلاح ساختار و ماموريت هاي اين مجموعه باشند؟

تشنج در مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني در قم

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/22ساعت 9:57 توسط محسن و دوستان |



+ نوشته شده در شنبه 1390/10/17ساعت 7:45 توسط محسن و دوستان |

امام خامنه اي : بصيرت يعني اين که بدانيم شمري که سر حسين بن علي (ع) را بريد خود جانباز جنگ صفين بود که تا مرز شهادت پيش رفت...

************************************

اين بار باران بي ترانه، مي خورد بر بام خانه ، يادم آرد کربلا را ، دشت پر شور و بلا را ، گردش يک ظهر غمگين ، گرم و خونين ، لرزش طفلان نالان ، زير تيغ و نيزه ها را... با صداي گريه هاي کودکانه واندرين صحراي سوزان ، ميدود طفلي سه ساله ، پر ز ناله، دلشکسته، پاي خسته... باز باران، قطره قطره، مي چکد از چوب محمل... آخ باران! کي بباري بر تن عطشان ياران... تر کنند از تو گلو را... آخ باران ، آخ باران




+ نوشته شده در یکشنبه 1390/09/13ساعت 11:4 توسط محسن و دوستان |

فريبا داودي مهاجر




*********************

فردی به نام «منصور ارباب سیار» ایرانی مقیم تگزاس که روز گذشته مقامات آمریکایی وی را مرتبط با سپاه قدس و متهم به طراحی ترور سفیر سعودی در واشنگتن کرده اند ، سال 2001 یعنی 10 سال قبل در نیویورک به جرم سرقت بازداشت شده و به زندان افتاده است.

 
 

رسانه های آمریکایی روز گذشته به طور تفصیلی اظهارات دادستان فدرال آمریکا و رئیس اف بی آی را منعکس کردند که در این اظهارات ، آنها دو ایرانی به نام های امیرمنصور ارباب سیاری و غلام شکوری را متهم به طراحی ترور سفیر عربستان سعودی در واشنگتن و نیز انفجار سفارتخانه های اسرائیل و عربستان کردند.

افشای ماهیت «منصور ارباب سیار» و بازداشت وی در 10 سال پیش به جرم سرقت در نیویورک که «ای بی سی نیوز» خبر آن را منتشر کرده است، این گمانه را نزد تحلیل گران قوت بخشیده که دستگاه امنیتی آمریکا برای کاستن از بار روانی ناشی از «قیام وال استریت» سناریوی دستپاچه ای را طراحی کرده که بازیگر نقش اول آن یک ایرانی مقیم آمریکاست. ایرانی 56 ساله ای که سال ها قبل به علت ارتکاب جرم توسط پلیس آمریکا بازداشت شده و به همین دلیل برای باج دهی به دستگاه امنیتی آمریکا آمادگی دارد.
 
 

جالب این که مقامات ارشد امنیتی و قضایی آمریکا ، دزد 10 ساله را عضو سپاه قدس قلمداد کرده اند تا ضمن پیشبرد سناریوی کلی علیه ایران ، عقده گشایی سیاسی خود علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نیز - که در مسائل دیگری مانند تحریم ها هم مشهود است - به نمایش بگذارند.

با این وجود نکته رسوای سناریوی دستگاه امنیتی آمریکا در نظر نگرفتن شعور افکار عمومی چه در آمریکا چه در ایران و چه در سراسر دنیاست که به هیچ وجه نمی پذیرد دولتی برای انجام عملیات تروریستی ادعایی در قلب آمریکا به سراغ کسی برود که تبعه خود آن کشور بوده و واسطه ارتکاب جرم تحت نظر دستگاه قضایی و امنیتی آمریکاست.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/07/20ساعت 10:5 توسط محسن و دوستان |

لبهـایـت هــمـیـشـهـ خــنـدانـ آقـــای خـــوبـمـ ...  حـُـســن تـو را شــمــردم و صــد هـا کـُـرور شــد / حــَـقـا کـه در شــمـردنِ حـُـسـنـت قـُـصـور شـد ! به گزارش آتی نیوز، در آخرین شماره ماهنامه امتداد پرونده‌ای درباره مقام معظم رهبري منتشر شده است كه در این پرونده خاطراتی از غلام شاه‌پسندی، یكی از محافظان مقام معظم رهبری به چاپ رسیده است كه در بخشی از این خاطرات در زير آورده مي شود. چیزی که مهم است، نسل جوان ماست؛ طوري كه مقام معظم رهبری می‌فرمایند: سه چیز را برای نسل جوان ما خواسته‌اند. همه‌تان هم همه‌جا دیده‌اید. در اصل ایشان ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را بعنوان سه اصلی که خودشان انجام می‌دهند، برای همه ما خواسته‌اند که ما هم ن‌شا‌الله انجام بدهیم. یک روز آقا بیشر نماز می‌خواند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خواند ... اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفته‌اند، در آن می‌بینیم. ایشان حدود یک تا یک‌ونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است. روزهایش هم با هم فرق می‌کند، شبیه به هم نیست‌. ایام هفته فرق می‌کند. یک روز آقا بیشتر نماز می‌خوانند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خوانند، یک روز بیشتر دعا می‌خوانند، یک روز بیشتر ذکر می‌گویند ... بعدش نماز صبح را می‌خوانند، ایشان نماز صبح را به‌ جماعت می‌خوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است و بیشترین‌شان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، می‌آید. ایشان توی دفتر کارشان نماز می‌خوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتری‌هایی که آنجا هستند ـ‌ نمازشان را با آقا می‌خوانند. ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند بعد از نماز صبح،‌ ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند و حداقل بین چهل‌وپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت می‌کنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهل‌وپنج دقیقه برمی‌گردند. بعضی از مواقع کوه‌هایی دورتر هستند و برای اینكه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را‌ می‌آیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام می‌دهند. پای کوه که می‌رسیم، نماز را آن‌جا می‌خوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا می‌رویم، هنوز آفتاب نزده است. عمامه‌ آقا در كوه، عمامه همیشگی‌شان نیست وقتی ایشان برمی‌گردد پایین، آدم‌هایی که نگاه می‌کنند تعجب می‌کنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را می‌گویم، کوهنوردی که می‌خواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت می‌کند، می‌بیند مقام معظم رهبری دارد می‌آید پایین. با خود می‌گویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد می‌آید پایین؟ آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه‌ همیشگی‌اش نیست؛ عمامه‌ای باریک‌تر و کوچک‌تر است. بعضی‌ مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی می‌پوشند؛ همیشه با آن لباس نیست. شما عکس‌های آقا را در کرمان دیده‌اید دیگر. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزله‌ای که در بم آمده بود،‌ برای جنازه‌ها، حتی خود آقا نماز خواند. آقا اهل این نیستند که وسط کار، کار را نصفه بگذارند آن سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین می‌آیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش می‌کنند. اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق بلد است. پس از ورزش‌شان توی دفتر کار تشریف می‌آورند. از اول صبح، بعضی مواقع ساعت هفت می‌رسیم سر کار، بعضی‌ موقع‌ها هفت‌ونیم می‌رسیم، بستگی دارد به آن کوه و آن مسیر. از نظر امنیتی ما نمی‌توانیم از یک کوه استفاده کنیم؛ دشمن هم این‌قدر می‌فهمد که به ما ضربه بزند. هرجا که کوه و بلندی‌ای هست و توی تهران است، آقا استفاده می‌کند؛ از بی‌بی‌ شهربانو شهرری گرفته تا تمامی نقاط کوه‌های سمت شمال تهران؛ توی ولنجک، کوه دربند و هر کوهی، اختصاصی نیست که ما یک کوه خاصی را برویم؛ بله دو سه جای اختصاصی هم داریم، آن‌جاها هم می‌رویم. اذان که بگويند، وسط سخنرانی هم که باشند، قطع می‌کنند و می‌گویند اول نماز را بخوانیم حفاظت از ایشان در عین حالی که خیلی سخت است، بچه‌ها این کار را انجام می‌دهند برای رضایت ایشان و رضایت مردم از ما. از ساعت هفت، هفت‌ونیم، ایشان در محل کار حاضر می‌شوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند می‌روند منزل و صبحانه را در منزل با خانواده می‌خورند و بعد از صبحانه می‌آیند دفتر، کارشان انجام می‌شود. اگر ملاقات داشته باشند،‌ ملاقات با صبحانه شروع می‌شود. وقتی هفت صبح با آقا ملاقات هست،‌ صبحانه‌شان را هم با آقا می‌خورند. بعد از خوردن صبحانه و کار اداری، تا نماز ظهر، آقا توی دفتر است. اذان که گفته بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد،‌ آقا قطع می‌کنند، می‌گویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم؛ نماز اول وقت. بعد از نماز، ادامة کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توی دفتر میل می‌کنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصله بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده‌، بیست قدم است، در منزل غذایشان را می‌خورند، استراحت‌شان را می‌کنند، مجدد اولین برنامه‌ای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان می‌آیند در داخل دفتر هستند و مواقعی که بعدازظهر جلسه خاصی نباشد، ایشان توی کتابخانه شخصی‌شان به مطالعه می‌پردازند. هر زمانی که آقا را ببینید، یا ذکر می‌گویند یا قرآن می‌خوانند هر زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر می‌گوید یا قرآن می‌خواند. غیرممکن است لحظه‌ای ایشان غافل باشد. من ندیدم. به‌طور نمونه می‌گویم. توی تلویزیون نگاه کنید، هر عزیزی مداحی می‌کند، دقت کنید آقا دستشان کنار لبشان است؛ به‌خاطر اینکه اگر لبشان تکان خورد پیدا نباشد. آقا در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندند این نیست که توی هیئت رفتیم، ذکر بی‌خیال. دربارة قرآن خواندن، ایشان به ما توصیه می‌کردند و می‌گفتند: «بچه‌ها قرآن را زیاد بخوانید؛ قرآن نور است، قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندم. یعنی روزی ده جزء. الآن دیگر اصلاً حوصله‌اش نیست، پیر شده‌ام، از نظر سن‌وسال، وضعیت، شغل، گرفتاری‌های کاری، این‌ همه مسائل واقعاً نمی‌توانم قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول می‌کشد من یک دور قرآن را بخوانم.» الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن می‌خوانند. ما اگر توی ماه مبارک رمضان خدا عنایت کند یک بار قرآن بخوانیم، فکر می‌کنیم اعجاز کرده‌ایم؛ کلی خدا را مؤاخذه می‌کنیم که ما آخر یک دور قرآن را خواندیم هیچ چیز نشده، هیچ اتفاقی نیافتاد. قرآن خواندن را ما نیاز داریم، خدا لازم ندارد. ما نیاز داریم. همه افراد خانواده آقا حافظ کل قرآن هستند منزل حضرت آقا یک خانواده پرجمعیتی است، خودشان، خانمشان و شش تا فرزند با ایشان زندگی کرده‌اند که همه الآن ازدواج کرده‌اند و رفته‌اند؛ هر هشت نفر این خانواده حافظ کل قرآن هستند. مأنوس قرآن بودن یعنی این. کل افراد خانواده قاری و حافظ قرآن‌اند. شماها شاید چندین بار صدای قرآن آقا را شنیده باشید، ولی تشخیص نداده‌اید. چون بعضی موقع‌ها رادیو پخش می‌کند. هر موقع هم پخش می‌کند چون خودش هم نمی‌داند اشتباهاً می‌گوید مصطفی اسماعیل. لحن آقا، مصطفی اسماعیل است. آقا در جوانی قرائت دارد. صوتش را رادیو پخش می‌کند به اسم مصطفی اسماعیل. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که یکي به‌تنهايي خطرناک است اگر می‌خواهیم به دستور آقا عمل کنیم و به ولی‌مان نزدیک شویم، دستورات همین است که عرض کردم. تحصیل، تهذیب، ورزش بعدش هم قرآن. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که انسان را به همه جا می‌رساند. یک دانه‌اش باشد، خطرناک است. فقط تهذیب می‌شود شیخ علی تهرانی. فقط تحصیل می‌شویم سعید حجاریان، اکبر گنجی، آقای مهاجرانی. حالا این‌ها کجا هستند؟ مهاجرانی در کشور ما شانزده سال بالای قدرت بوده، امروز پناهنده انگلستان است، اکبر گنجی مسئول اطلاعات داخلی سپاه تهران بود، امروز پناهنده آمریکاست؛ اگر یکی‌اش را هم گرفتیم باز هم خلاف کرده‌ایم، خطا کرده‌ایم. دو تا با هم، تحصیل و تهذیب با هم است. اگر می‌خواهیم مقام رهبری را بشناسیم تدبیر کنیم در شناخت ایشان همه چیز بهمان داده می‌شود. تدبیر کنیم در شناخت امام (ره) همه چیز بهمان می‌دهند.****************و حالا تفاوت اسكورت رئيس جمهور آمريكا و ايران و... و... و حالا اسکورت ویژه و امنیتی آقای احمدی نژاد:
+ نوشته شده در یکشنبه 1390/06/13ساعت 7:50 توسط محسن و دوستان |