تبليغاتX
محسن و دوستان
شهيد دكتر بهشتي:
پس از پيامبر ، تا به امروز سه نوع اسلام بوجود امده است.!





متن زير بخشي از سخنراني دكتر بهشتي در جمع دانشجويان در اوايل انقلاب ميباشد.اين متن از نوار سخنراني ايشان پياده شده است.نكات بسيار ريز و مطالب بسيار مهم و قابل تأملي در زير اشاره شده است كه مطالعه ي ان خالي از لطف نخواهد بود.



سوره ي آل عمران آيه 19:
إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّـهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّـهِ فَإِنَّ اللَّـهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ
(در حقيقت، دين نزد خدا همان اسلام است. و كسانى كه كتاب [آسمانى‌] به آنان داده شده، با يكديگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنكه علم براى آنان [حاصل‌] آمد، آن هم به سابقه حسدى كه ميان آنان وجود داشت. و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، پس [بداند] كه خدا زودشمار است.)


دين اسلام پس از پيامبر و حتي در مقطعي در زمان پيامبر هم در نوع پذيرش به سه دسته تقسيم شده است.


1- اسلام سياسي، مصلحتي و تابعيتي(سورهي حجرات 5 ايه ي اخر)


2- اسلام واقعي، قلبي،سازنده و عملي


3- اسلام پدر و مادري و اقليمي(اين نوع اسلام از دهه ي سوم نهضت اسلام بوجود امد)



مجموعه ي افرادي كه به اسلام روي اورده اند به 5 گروه تقسيم ميشوند:
1- افرادي كه حقيقت جو و حق گو بودند و همه جا را براي پيدا كردن حقيقت گشته بودند.
2-افرادي كه از اوضاع اطراف خود خسته شدند و دنبال فرصتي براي رها شدن از مشكلات هستند و از وضع خودشان ناراضي هستند

3- افرادي كه مرتبه اي بالاتر از ناراضي ها هستند و دنبال گمشده اي هستند .اكثر اينها هم قهرماني رفتار ميكنند،البته قهرماني هايي كه در مسير شهرت و قدرت و شخصي فكر كردن باشد.
4-فرصت طلبها،كساني كه در كمين مي نشستند و دنبال فرصت هستند كه سر سفره ي آماده حاضر شوند.
5-كساني كه اصولا به اينها كار ندارند و مردم معمولي هستند و مي خواهند به زندگي روز مره خود برسند اين افراد فقط براي خرمن كوبيدن خود دنبال باد هستند! و كاري به جهت باد ندارند!


***
تا وقتي كه نهضت اسلام به پيروزي نرسيده بود فقط سه گروه اول درگير بودند ولي وقتي نهضت به قدرت رسيد دو گروه بعدي هم وارد شدند و با ادبيات طلبكارانه برخورد ميكردند.در طول تاريخ گروههاي 3 و 4 به كمك گروه 5 ، گروه 1 را خانه نشين مي كنند و از صحنه خارج ميكنند.
افراد گروه 1 از تمام دارائي يشان ميگذرند و در راه اسلام جهاد ميكنند درواقع اسلام اينها واقعي و قلبي است درحاليكه افراد 4 گروه ديگر جزء اسلام سياسي و مصلحتي هستند.
در گروه 2 چون هدف بهتر كردن شرايط است براي همين هم رفاه زندگي را بر رفاه عقيده و داشتن تفكر مستقل ترجيح ميدهند.خود پرستي و شهوت پرستي از ايمان باز ميدارد و تمام هدفشان شكم و پائين شكم مي شود.
گسترش نهضت بايد همراه با سازندگي باشد تا اسلام به دست گروه اول باقي بماند.اگر گسترش سرعت گرفت و سازندگي شكل نگرفت اين افت است.پس در واقع نهضت را بايد مهار كرد كه اكثرا هم قابل مهار نيست.
گروه 1 شجاع و پاكباخته است.خود نما و رياكار نيست.جاه طلب نيست.اهل ايثار است.اهل خوش گذاني نيست.
در ايران خطر و گلايه از گروه 5 بسيار كمتر از خطر گروههاي هدايتگر و سرشناس است.گروه 5 در ايران به تمامي وظايف خود به نحو احسن عمل ميكند ولي متاسفانه گروههاي هدايتگر و نخبه به وظايفشان خوب عمل نميكنند.در بعد شناخت اسلام مواضع بسيار شكننده اي داريم.در شناخت مسائل اجتماعي چندين مرتبه بيشتر شكاف داريم.بايد كار شود.خود سازي و آمادگي نخبه گان و افراد سرشناس در نهضت ايران بسيار پائين تر از سطح كل نهضت است.
اگر كسي از گروه 1 خود را نشان دهد و ادعايي داشته باشد و سهم خواهي بكند خود به خود از گروه 1 خارج ميشود.
***
در نوع سوم اسلام اوردن، در واقع اينها اسلام عادتي دارند و به اين نوع رفتار عادت دارند،چون در اين فضا بزرگ شده اند.اينها در واقع مسلمان شناسنامه اي هستند.در اين بين كساني هم هستند كه در خانواده هاي لاابالي و بي بند و بار تربيت شده اند ولي چون حقيقت طلب هستند به نهضت اسلام روي مياورند و خود ساخته ميشوند.
وقتي پيامبر علي عليه السلام را به يمن فرستاد به او ميگفت اگر در اين مسير فقط يك نفر را هم هدايت كردي و با اسلام واقعي اشنا كردي اندازه ي تمام دنيا ارزش دارد.همچنان كه قران هرگز در نظر نداشته كه بشريت را يكپارچه هدايت كند،چون به پيامبر ميگويد : با اينكه تو اينهمه زحمت مي كشي تعداد كمي ايمان مي اورند.در هدايت كردن نبايد دنبال امپول باشيم بلكه به صورت تدريجي بايد هدايت كرد.
قضاوت با خودتان است، اسلام شما از كدام نوع است؟




اللهم ارزقنا شهادة في سبيلك

+ نوشته شده در شنبه 1391/02/09ساعت 12:17 توسط محسن و دوستان |



 
+ نوشته شده در شنبه 1391/01/05ساعت 16:56 توسط محسن و دوستان |

دادگاه ويژه روحانيت بمنظور صيانت از حيثيت روحانيت و مقابله با انحرافات اين قشر تشكيل شده است و نهادي مقدس است. مخصوصا كه در اوايل انقلاب ، دشمنان نظام اسلامي براي مقابله با اين نظام چاره را بر نفوذ دادن افراد غير متعهد در بدنه قشر عظيم و موثر روحانيت انديشيده و يا با استخدام برخي روحانيون دنيا زده صف كشي جديدي را عليه انقلاب آغاز كردند.

با توجه به اين ماموريت بسيار حساس و موثر ، از سوي نظام اسلامي قدرت بسياري به اين مجموعه داده شد. بطوريكه امثال سيد كاظم شريعتمداري (از مراجع تحت تاثير سيا)  ، حسنعلي منتظري ، مهدي هاشمي و... كه داراي قدرت سياسي عجيبي در كشور بودند و از قدرت خود براي ضربه زدن به انقلاب استفاده مي كردند توسط اين مجموعه مورد بازخواست قرار گرفته وجاي خود نشانده شدند.

بعد از وفات امام خميني (ره) شرارت دشمن براي تحريك روحانيون منحرف جهت مقابله با رهبري و ولايت فقيه افزايش يافت و در اين برهه حساس نيز دادگاه ويژه روحانيت وارد كار شده و در خاموش كردن فتنه هايي همچون عبدا... نوري ، موسوي خوئيني ها ، يوسفي اشكوري ها و... نقش بسزايي ايفا نمودند.

   دهه دوم دوران رهبري مقام معظم رهبري ، منش وي در مقابله با نا عدالتي ها موجب صف كشي برخي سوءاستفاده كنندگان از بيت المال در مقابل رهبري شد . برخي از عناصر اين مجموعه كه جزو صف كشي هاشمي رفسنجاني قرار گرفتند موجب گرديد تا جناح هاشمي حيثيت خود در كشور را در خطر ديده و هيبت خود را در خط جدي شكست پيش بيني نمايند.

از سويي كه دولت عدالت محور احمدي نژاد در دومين انتخابات خود پرده از چهره مرموز نظام برداشت و هاشمي رفسنجاني را بعنوان فردي مخالف با عدالت خواهي معرفي نمود و رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه بعد از انتخابات علنا اذعان داشتند و آن فاصله گرفتن تفكر هاشمي از تفكر و مواضع ولايت بود، در اين راستا تعدادي از طلبه هاي بسيجي و ولايتمدار بپا خواسته و عليه مفاسد اقتصادي خصوصا مخالفت علني با هاشمي رفسنجاني قيام نمودند.

در اين راستا دادگاه ويژه روحانيت براي حفظ منافع جناح هاشمي و برخي مفسدان اقتصادي از جمله برخي مديران استان كرمان  و آذربايجان شرقي اقدام به برخورد و محكوم نمودن روحانيون بسيجي همچون : علي ابوترابي و مسعود شفيعي كيا در قم ، عليرضا جهانشاهي در سيرجان و روح الله بجاني در تبريز نمود. بطوريكه موجب بدبيني قشر ولايتمدار به دادگاه ويژه روحانيت و سيستم امنيتي گرديد.



علي ابوترابي و مسعود شفيعي كيا يا به عبارتي برهم زنندگان جريان ۱۵ خرداد قم كه فقط قصد سئوال از هاشمي رفسنجاني را داشتند مورد ضرب و شتم قرار گرفته و سپس در دادگاه ويژه محكوم شدند. بطوريكه علي ابوترابي به عنوان متهم رديف اول به يك سال حكم قطعي زندان،50 ضربه شلاق تعليقي،دو سال اخراج از قم، منع تردد در قم مگر با مجوز دادسرا و دو سال محروميت از تصدي‌ مشاغل نهادهاي دولتي،دانشگاهي و حوزوي محكوم شد.مسعود شفيعي كيا  روحاني و از جانبازان دوران دفاع مقدس مي‌باشد،به عنوان متهم رديف دوم به يك سال حبس قطعي،50 ضربه شلاق تعليقي،دو سال اخراج از قم، منع تردد در قم مگر با مجوز دادسرا و دو سال محروميت از تصدي مشاغل در همه نهادهاي دولتي، دانشگاهي و حوزوي محكوم شده است. محمد صادق ابوترابي 19 ساله و طلبه به عنوان متهم رديف سوم به هشت ماه زندان قطعي و 40 ضربه شلاق تعليقي محكوم شده است.

محمد باقر محمدزاده كارمند موسسه امام خميني به 4 ماه زندان قطعي و 30ضربه شلاق تعليقي محكوم و ابوالفضل قاسم شريفي طلبه يزدي به اتهام نشر اكاذيب و تشويش اذهان به 5 ماه زندان قطعي و 40 ضربه شلاق تعليقي محكوم كردند.

عليرضا جهانشاهي كه عليه زميبن خواري هاي سيرجان قيام كرده و براي اعتراض به سمت تهران پياده روي مي نمود ، توسط عوامل امنيتي بازداشت  گرديد. وي جمعا دوبار بازداشت گرديد كه در نوبت دوم پس از گذشت بيش از 8 ماه زندان ، از زندان اوين با دستور مستقيم رهبر عظيم الشان انقلاب و با پيام " شكر الله مساعيك"آزاد گرديد . آزادي جهانشاهي آنهم توسط رهبر معظم انقلاب تاييدي بر اقدامات عدالتخواهانه روحانيون عدالتخواه و رد اقدامات دادگاه ويژه روحانيت در بخورد و سركوب عدالتخواهان و ابزار گشتن آن مجموعه براي منافع برخي آقايان شد.

قضيه جهانشاهي موجب تحرك گروههاي عدالتخواهي دانشجويي و حوزوي شد بطوريكه طلبه سيرجاني تبديل به موج پرخروش عدالتخواهان ولايتمدار گرديد. پس از وي آوازه طلبه تبريزي روح الله بجاني كم كم پيچيده مي شد. طلبه اي كه عليه مفاسد مديران آذربايجانشرقي و مصادره انقلاب به نفع برخي آقايان بپا خواسته بود. وي بيش از 12 بار مورد بازجويي قرار گرفت و به يك سال حبس ، تبعيد و ... محكوم شد.

اما به جريان افتادن موج عظيم اعتراض ازسوي عدالتخواهان  و بسيجيان و دلايل نا معلومي موجب مسكوت ماندن حكم دادگاه ويژه روحانيت گرديد. اخيرا نيز دو تن از طلبه هاي اروميه اي عليه امام جمعه موقت اروميه و رييس سازمان تبليغات آذربايجان غربي بپا خواستند و خواستار رسيدگي به مفاسد استانشان شدند . در اين برهه نيز دادگاه ويژه روحانيت اقدام به بازداشت اين 2 طلبه : مهدي اشرفي و نوروزي نمود كه با شروع اعتراضات مواجه گرديد كه بناچار آزاد شدند.

حال ما اين سئوال را از دادگاه ويژه روحانيت داريم: فأين تذهبون؟؟؟به كجا مي رويد؟؟؟

چرا بجاي برخورد با روحانيون منحرف با روحانيون عدالتخواه برخورد مي كنيد؟ هزينه اين اشتباهتان را چرا و چه كسي خواهد پرداخت؟ آيا جا ندارد مسئولين مافوق اين مجموعه به فكر اصلاح ساختار و ماموريت هاي اين مجموعه باشند؟

تشنج در مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني در قم

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/22ساعت 9:57 توسط محسن و دوستان |



+ نوشته شده در شنبه 1390/10/17ساعت 7:45 توسط محسن و دوستان |

امام خامنه اي : بصيرت يعني اين که بدانيم شمري که سر حسين بن علي (ع) را بريد خود جانباز جنگ صفين بود که تا مرز شهادت پيش رفت...

************************************

اين بار باران بي ترانه، مي خورد بر بام خانه ، يادم آرد کربلا را ، دشت پر شور و بلا را ، گردش يک ظهر غمگين ، گرم و خونين ، لرزش طفلان نالان ، زير تيغ و نيزه ها را... با صداي گريه هاي کودکانه واندرين صحراي سوزان ، ميدود طفلي سه ساله ، پر ز ناله، دلشکسته، پاي خسته... باز باران، قطره قطره، مي چکد از چوب محمل... آخ باران! کي بباري بر تن عطشان ياران... تر کنند از تو گلو را... آخ باران ، آخ باران




+ نوشته شده در یکشنبه 1390/09/13ساعت 11:4 توسط محسن و دوستان |